حضرت فاطمه معصومه(س) درخشانترین ستاره در میان بانوان هفتمین منظومه ولایت امام موسی بن جعفر(ع) بوده و خواهر تنی امام رضا(ع) است که صاحب فضائل و کرامات بیشمار بوده و نام ایشان را نیز علی بن موسی الرضا(ع) به معصومه ملقب کرده اند.
زمانی که امام رضا(ع) قصد هجرت به مرو را داشت از مسیر بصره، اهواز و فارس اقدام به سفر کرد اما حضرت فاطمه معصومه(س) که یک سال پس از ایشان این سفر را صورت داد مسیر دیگری را برگزید. ایشان چون به ساوه رسید بیمار شد و زمانی که از فاصله ساوه تا قم پرسید به ایشان گفتند 10 فرسخ مانده است. از این رو حضرت(س) فرمود به سمت قم حرکت کرده و خادم ایشان را نیز به قم بیاورند.
حضرت معصومه(س) بعد از رسیدن به قم در سرای موسی بن خزرج اقامت گزیدند و در عبادتگاه خود مشهود به بیت النور عبادت می کردند. بعد از وفات ایشان، موسی بن خزرج عبادتگاه ایشان را به همان حال گذاشت و خانه خویش را به احترام ایشان به مسجد تغییر داد. این مسجد نیز تا کنون پابرجا بوده و مردم برای تبرک و خواندن زیارت و نماز به آنجا می روند.
بعد از وفات حضرت معصومه(س) ایشان را به قبرستان بابلان بردند و در آنجا به مشکل نبود هیچ محرمی برای برگزاری مراسم دفن برخوردند. در نهایت مقرر شد پیرمرد صالحی به نام قادر ایشان را به خاک بسپرد اما باز هم این امر مهمی بود و معصومه اهل بیت(ع) باید توسط امام معصوم(ع) به خاک سپرده می شد.
ناگهان دو سواره از سمت بیابان به سمت محل مزار آمدند و بر پیکر مطهر ایشان نماز خوانده و حضرت(س) را در داخل سردابی که تعیین شده بود دفن کردند و بدون هیچ تکلمی با حضار از آنجا رفتند و کسی نیز ایشان را نشناخت.
بزرگان معتقدند بعید نیست که این دو بزرگوار از امامان معصومی باشند که برای این امر مهم به قم آمده بودند. بعد از اتمام مراسم خاکسپاری موسی بن خزرج سایبانی از حصیر و بوریا بر مزار مطهر ایشان برافراشت و در زمان سفر حضرت زینب(س) دختر امام جواد(ع) به قم بود که ایشان قبه ای آجری بر مزار ایشان بنا کرد و از آن روز تا کنون مرقد شریف ایشان منزلگه ارادتمندان خاندان اهل بیت(ع) است چنانچه امام جواد(ع) فرموده اند: «هرکس قبر عمّهام حضرت معصومه (س) را در قم زیارت کند، اهل بهشت خواهد بود.»
کتاب، همچون خورشید، فضای زندگی را روشن می کند و به همگان نور، شور و گرما می بخشد. کتاب، مثل باران بر سرزمین دل ها می بارد و اندیشه ها و کردارها را رونق، زیبایی و طراوت می دهد. کتاب، نقشی به مانند پرندگان به آدمی دارد که او را برای اوج و بال کشیدن و پرواز آماده می سازد. در پرتو کتاب است که شکوفایی، سرسبزی و بالندگی فرهنگ دینی ما به اوج می رسد. کتاب، والاترین جایگاه را در گستره های فردی و اجتماعی داراست که بر اندیشه ها و دل ها می درخشد و پیوسته بر زندگانی نورافشانی خواهد کرد.
مطالعه، غذای روح و درمان بیماری های فکری است. کتاب، معلمی ساده و صمیمی و همیشه در دسترس است که بی ادعا و بدون تکلف و منّت، آنچه دارد در اختیار ما می گذارد. مطالعه، با نیّت خالص، عبادتی بزرگ است.
لحظه ای نشستن در کتابخانه، حضور در محضر اندیشمندان قرون و فرزانگان زمان است. کتابخانه، معبد اهل علم و محراب پاک دانشجویی و علم آموزی است. هرکه از کتاب و مطالعه بیگانه است، غریب و بی مونس است.
تأثیر عمیق کتاب در گسترش فرهنگ جامعه و سرعت بخشیدن به پیشرفت روزافزون آن، انکارناپذیر است و نمی توان توسعه و رشد همه جانبه جامعه را، بدون در نظر گرفتن مطالعه و کتاب مورد بحث و نظر قرار داد. از این جهت، کتاب و کتاب خوانی، از مقوله های قابل توجه فرهنگی است که ترویج آن در جامعه ضروری به نظر می رسد. پیرایش فرهنگ از زاویه های زیان آور و آرایش آن با پاکی و خلوص و گسترش آن در همه سطوح و برای تمام قشرهای جامعه، به تلاش و هم بستگی همگانی نیازمند است که کتاب می تواند در این عرصه و میدان، به خوبی به کار گرفته شود و کارایی خود را به نیکی ظاهر سازد.
بی شک گسترش کتاب خوانی به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر، تنها زمانی به فرهنگی عمومی تبدیل می شود که جامعه آن را نیازی پایان ناپذیر و وسیله ای برای رشد و پویایی شخصیت خود بداند و مطالعه، در کنار سایر کارهای روزانه، در زندگی مردم وارد شود و این گونه نباشد که کتاب، به افراد خاصی از جامعه اختصاص داشته باشد ؛ بلکه همگان تکامل و پیشرفت را در انس با کتاب بدانند. البته گسترش کتاب خانه و چاپ فراوان کتاب و کارهایی مثل این نیز بی تأثیر نیست، ولی نکته مهم، همان ایجاد میل و انگیزه در افکار جامعه است ؛ یعنی برنامه ریزی ها به گونه ای باشد که احساس نیاز به کتاب در جامعه زنده شود.
آثار علامه طباطبایی (به استثنای تفسیر المیزان ) را می توان به دو بخش تقسیم کرد:
الف- کتاب هایی که به زبان عربی نگاشته شده اند.
این کتاب ها عبارتند از:
1- کتاب توحید که شامل 3 رساله است:
- رساله در توحید
- رساله در اسماء الله
- رساله در افعال الله
2- کتاب انسان که شامل 3 رساله است:
- الانسان قبل الدنیا
- الانسان فی الدنیا
- الانسان بعد الدنیا
3- رساله وسائط که البته همگی این رساله ها در یک مجلد جمع آوری شده و به نام هفت رساله معروف است.
4- رسالة الولایه
5- رساله النبوة و الامامه
ب- کتاب هایی که به زبان فارسی نگاشته شده اند:
6- شیعه در اسلام
7- قرآن در اسلام (به بحث درباره مباحث قرآنی از جمله نزول قرآن، آیات محکم و متشابه
ناسخ و منسوخ و ... پرداخته است.)
8- وحی یا شعور مرموز
9- اسلام و انسان معاصر
10- حکومت در اسلام
11- سنن النبی (درباره سیره و خلق و خوی پیامبر اسلام در بخش های مختلف زندگی فردی و اجتماعی ایشان است.)
12- اصول فلسفه و روش رئالیسم (در مورد مبانی فلسفی اسلامی و نیز نقد اصول مکتب ماتریالیسم دیالکتیک است.
13- بدایة الحکمة
14- نهایة الحکمة
(این دو کتاب از متون درسی فلسفی بسیار مهم حوزه و دانشگاه محسوب می شود.)
15- علی و فلسفه الهی
16- خلاصه تعالیم اسلام
17- رساله در حکومت اسلامی
حضرت امام حسن عسکری «علیه السلام» یازدهمین اختر نورانی آسمان ولایت و امامت و سیزدهمین گوهر دریای عصمت می باشند. آن امام همام در ۸ ربیع الثانی سال ۲۳۱ هجری قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود ودر سال ۲۵۴ پس از شهادت پدر بزرگوارشان، حضرت امام علی النقی الهادی «ع» به مقام شامخ امامت و پیشوایی شیعیان برگزیده شدند. پدر گرامی ایشان حضرت امام علی النقی الهادی «ع» و مادرشان بانوی پارسا و شایسته حدیثه است. این بانوی بزرگوار، از زنان مؤمنه و نیکوکار بود که حضرت امام حسن عسکری «ع» در دامان پاک ایشان متولد شد و پرورش یافت. این زن پرهیزگار، در سفر امام عسکری «ع» به سامراء همراه ایشان بوده ودر همان شهر از دنیا رحلت فرمودند. از آنجا که امام یازدهم «ع» همراه با پدر بزرگوارشان امام هادی «ع» به شهر سامراء پایتخت خلافت عبّاسی منتقل ودر ان جا در محله «عسکر» سکونت اجباری داشتند، «عسکری» نامیده شدند. کنیه ایشان هم «ابو محمّد» و از القاب ان حضرت «سراج»؛ «زکی» و «خالص» است. آن حضرت و پدر و جدّ بزرگوار ایشان «ع» به خاطر یاد کرد و زنده نگه داشتن عظمت به دست آمده شیعه در زمان امام هشتم «ع» نیز به «اِبْنُ الرِّضا» «فرزند امام علی بن موسی الرضا علیه السلام» ملقب و شهرت یافته بودند. «نرجس خاتون» نیز همسر گرامی ان حضرت «ع» و مادر محترم حضرت صاحب العصر مهدی موعود «عج» می باشند.


