باب دانایی

کتابخانه آیت الله نهاوندی

درباره من
آدرس کتابخانه آیت الله نهاوندی: همدان، نهاوند، بلوار شهید بهشتی خیابان دانش، مجتمع فرهنگی هنری امام خمینی(ره)، شماره تماس:8133243852
این کتابخانه در سال۱۳۷۸ تاسیس شده و درمجتمع فرهنگی هنری امام خمینی (ره)و در طبقه همکف واقع شده است.این کتابخانه در دو نوبت صبح و بعدازظهر توسط مسئول کتابخانه خانم شاهرخی و کتابدار  خانم فریادرس و آقای سوری ارایه خدمات می نماید.

شرایط عضویت این کتابخانه به همراه داشتن کارت شناسایی، یک قطعه عکس و پرداخت نقدی 150000 ریال می باشد. کارت عضویت  کتابخانه تا یکسال دارای اعتبار است.

نويسنده :شاهرخی- فریادرس-کیانی
تاريخ: سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۰ ساعت: 18:27

 


نويسنده :شاهرخی- فریادرس-کیانی
تاريخ: جمعه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۰ ساعت: 17:29

 


نويسنده :شاهرخی- فریادرس-کیانی
تاريخ: یکشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت: 16:48

کتاب "ستاره های دب اصغر" روایت داستانی فعالیت‌های گروه ابوذر به قلم جواد افهمی است که در سال 1389 به همت ستاد برگزاری کنگره 8 هزار شهید استان همدان تدوین شده است.

گروه ابوذر از مهم‌ترین تشکل‌های مبارزاتی در نهاوند بود که با مدیریت شهید "حاج محمد طالبیان" تشکیل شد و چنان وحشتی در دل رژیم طاغوت انداخت که به‌سرعت آن‌ها را اعدام کرده و از ترس قیام مردم، پیکرشان را تحویل ندادند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

طالبیان گفت: مسئله‌ای نیست. شیفت کاری‌مان را بیشتر می‌کنیم. امسال زمستان زودتر از هر سال شروع شده. سرما بیداد می‌کند. باید از دل و جان مایه بگذاریم. مردم دستشان تنگ است. پول خرید یک گونی زغال را هم ندارند.

اگر به دادشان نرسیم؛ خدا می‌داند توی این سرمای بی‌پیر چند نفر تلف می‌شوند. بچه‌ها تحمل این سرما و یخبندان را ندارند. باید از خواب و استراحتمان بزنیم و بسته‌ها را برسانیم در خانه‌هاشان. به ماشاء‌الله و دیگران رو کرد که گوشه اتاق سرگرم بسته بندی مواد غذایی بودند، گفت: فعلا تعطیلش کنید. بیایید به کار خودمان برسیم.

ولی‌الله نزدیک چراغ دو زانو نشست. بی‌صبرانه منتظر بود که آقا معلم مسیر گفت‌وگو را به این سو بکشاند. کشفی زودتر از بقیه دست از کار کشید و جلو آمد. آقا معلم تکه کاغذی از جیب کتش بیرون آورد و به ولی‌الله داد. بعد رو به بقیه کرد و گفت: هدف بعدی ما انفجار خانه زنان نهاوند است. چهار روز دیگر قرار است افتتاح شود. اولین هدف این مرکز، حذف حجاب است. آن‌ها مستقیما زن‌ها و دخترهای ما را هدف گرفته‌اند و قصدشان ترویج فساد و بی‌بند و باری است. به همین خاطر هرطور شده باید آن مرکز فساد را از بین ببریم.

این کتاب در 278 صفحه به وسیله انتشارات فاتحان چاپ و منتشر شده است.


نويسنده :شاهرخی- فریادرس-کیانی
تاريخ: شنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت: 17:25

 

یک آسمان صبح نوشته مهین سمواتی، زندگی‌نامه معلم شهید حاج محمد طالبیان و خاطرات خانواده، دوستان و همرزمان وی است که در 275 صفحه به وسیله انتشارات برکت کوثر منتشر شده است.در نگارش یک آسمان صبح از خاطرات نزدیکان، دوستان و همرزمان وی استفاده شده است. این اسناد در طی چهار سال جمع‌آوری و تدوین شده است. در هر بخش از کتاب که خاطره‌ای نقل شده، نام راوی هم ذکر شده و در نهایت عکس‌ها و برخی از اسناد مکتوب به نمایش گذاشته شده است.یکی از بخش‌های جذاب این کتاب دست‌نوشته‌های خود طالبیان این که در موضوعات مختلف نوشته و برای مخاطبان در اثر ذکر شده است. به این ترتیب، کتاب را می‌توان به دو بخش دست‌نوشته‌ها که شامل خاطرات خودنوشت وی از پنج سالگی تا زمان شهادت می‌شود و خاطرات دیگران تقسیم‌بندی کرد. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: از پارتی بازی و تبعیض به شدت پرهیز می‌کرد. اگر در شهرداری متوجه میشد کسی با پارتی بازی کاری انجام داده؛ جلویش می‌ایستاد و برخورد می‌کرد. تمام کارمندان شهرداری با اخلاقش آشنایی داشتند و بارها از او شنیده بودند که می‌گفت: انسان به خاطر خدا مسئولیتی را قبول می کند؛ باید به خاطر خدا کار کند. یک روز به شهرداری رفتم و خواستم آدرسی را برایم بنویسد. خودکاری را که دستش بود؛ روی میز گذاشت و بلند شد و از جیب کتش که به جا لباسی آویزان بود؛ خودکار و تکه‌ای کاغذ بیرون آورد و آدرس را روی آن نوشت و به دستم داد. پرسیدم مگر خودکار دستت نبود؟ گفت: این مال خودم نیست. وقتی کسی برای دیدنش به شهرداری می‌رفت؛ می‌گفت: اگر کارت غیر اداری است بعدا بیا منزل با هم می‌نشینیم؛ چای و میوه می‌خوریم و حرف می‌زنیم. تلفن‌های شخصی را سریع جواب می داد و زود خداحافظی می‌کرد.

 

 


نويسنده :شاهرخی- فریادرس-کیانی
تاريخ: شنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت: 17:13

 


نويسنده :شاهرخی- فریادرس-کیانی
تاريخ: شنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت: 16:29

 

 

 

 

 

 


نويسنده :شاهرخی- فریادرس-کیانی
تاريخ: سه شنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت: 16:38

چگونگی شکل گیری گروه ابوذر

درسال ۱۳۵۱، در نهاوند که تاریخش پراز سند ایستادگی و مقاومت‌های جانانه است گروهی با مشی اسلامی و با انتخاب نامی شورشگرانه و فریادگر یعنی "ابوذر" قدم در راه جهاد مسلحانه پنهانی گذاشتند و با تدوین ایدئولوژی و برنامه عملی به خودسازی و خودشناسی و آگاه سازی توده‌ها مشغول شدند.

گروه انقلابی ابوذرنهاوند در آبان سال ۱۳۵۱ به پیشنهاد بهمن منشط و با استقبال سایر اعضا همچون ولی الله سیف، عبادالله خدارحمی، روح الله سیف، حجت الله عبدلی، ماشا الله سیف تشکیل شد. اعضای این گروه جوان و دانش‌آموزان دبیرستانی بودند و تحت تاثیر تعالیم دینی و مذهبی مراجع و معلم خود حاج محمد طالبیان تشکیل شدند.

از آنجایی که تشکیل این گروه سری و مخفی بود لذا افراد کمی از تشکیل و نحوه فعالیت آن تا قبل از دستگیری اطلاع داشتند اما زمان شکل گیری این گروه همزمان بود با زمانی که بهائیان در دوران حکومت پهلوی، آزادانه به تبلیغ آیین خود می‌پرداختند و در این راستا مبلغانی را به تمام نقاط کشور می‌فرستادند.

اهداف تشکیل گروه ابوذر

آنطور که در وصیت نامه این شهدا وجود دارد و آنطور که همرزمان و نزدیکان و وابستگان این شهدا می گویند اینان هدف از این حرکت انقلابی خود را امر به معروف و نهی از منکر ، مبارزه با بیداد و ظلم و ستم ، مبارزه با فقر و بدبختی و جلوگیری از نفوذ بهائیت در کشور و گسترش دین اسلام عنوان کرده اند.

شهید طالبیان رهبر معنوی این گروه در کتاب خاطراتش می نویسد: این گروه ضوابط و مقرراتی را برای خود تدوین کردند که به عنوان اصول عملی و یا اساسنامه گروه ابوذر شناخته شد و همزمان با برنامه های خودسازی و تلاش برای اصلاح فضای اجتماعی و فرهنگی شهر نهاوند، مبارزات انقلابی علیه رژیم پهلوی را طراحی و اجرا می کردند.

بازتاب فعالیت گروه ابوذر

شهید معلم طالبیان در خاطرات خود آورده است: البته اقدامات گروه ابوذر محدود و محلی بود و صرفا در حد انجام برخی عملیاتهای ضدتبعیض و فساد در شهرستان نهاوند محدود می‌شد، اما دستگیری و اعدام رهبران گروه، به یک موضوع ملی و یک خبر جهانی تبدیل شد به‌گونه‌ای‌که اخبار مربوط به آن، حتی در سطح رادیوها و خبرگزاریهای معتبر خارجی انعکاس یافت.

درحقیقت گروه ابوذر پس از تجربه‌ فعالیتها و جلسات مذهبی ـ اعتقادی در راستای توسعه و تبلیغ دینی‌، به این نتیجه رسیدند که تا زمانی‌که وارد مرحله مبارزه مسلحانه با رژیم نشوند، نخواهند توانست اقدام بنیادی و موثری در راستای اضمحلال حاکمیت وقت و زمینه‌سازی برای حکومت آرمانی اسلامی انجام دهند و ازاین‌رو به ‌تدریج از نظارت و کنترل محرکان و مبلغان اولیه مذهبی- سیاسی خارج شدند و گام در مسیر عملیات مسلحانه گذاشتند.

انگیزه اصلی عملیات خلع‌سلاح، تهیه سلاح برای گروه بود و آنها راههای مختلفی را برای به‌دست‌آوردن اسلحه پیمودند اما هیچ‌کدام از آنها نتیجه‌ای به‌بار نیاورد. آنها سرانجام بدین‌منظور به خلع‌سلاح پاسبان شهربانی قم در تیر ماه سال ۱۳۵۲ اقدام کردند اما این عملیات به کشف و دستگیری اعضای آن منجر شد.

اعضای گروه ابوذر در زندان

در زندان به رغم شکنجه‌های بسیار توسط ساواک، بعضی از اعضای گروه مقاومت سرسختانه‌ای از خود نشان دادند چنانکه بهمن منشط، از اعضای اصلی گروه، تا آخرین لحظه حیات خود به رژیم پهلوی می‌تاخت و کوچکترین مماشاتی از خود نشان نمی‌داد. به‌هرصورت سرانجام در آبان‌ماه ۱۳۵۲، پس از بازجویی‌های مکرر و تکمیل پرونده‌ها، نخستین دادگاه اعضای گروه تشکیل ‌شد و سرانجام در روز سی‌ام بهمن ۱۳۵۲ حکم اعدام شش نفر از آنها (عبدالله خدارحمی، بهمن منشط، حجت‌الله عبدلی، ماشاالله سیف، روح‌الله سیف و ولی‌الله سیف) به‌اجرا در‌آمد و آنها راس ساعت پنج‌ونیم صبح روز مذکور به پادگان جمشیدیه برده شدند.

رژیم شاه تا جایی‌که توانست سعی نمود، جریان دستگیری، محاکمه و شهادت گروه ابوذر را بی‌سروصدا و پنهانی صورت دهد؛ زیرا از اقرار به گسترش مبارزات ضدرژیمی در میان توده‌های مردم بیم داشت به‌همین‌خاطر، از جریان دادگاهها و محاکمات آنها هیچ خبری در رسانه‌ها منعکس نشد و تنها برخی روزنامه‌های دولتی از «اعدام شش خرابکار» خبر دادند. در نهایت باید نوشت با شهادت شش‌ تن از چهره‌های بارز گروه ابوذر اقدام مسلحانه گروه پایان یافت اما مشعلی که آنها برافروخته بودند، تا بهمن ۱۳۵۷، توسط دوستداران و طرفداران آنان همچنان برافروخته باقی ماند.

شهادت اعضای گروه ابوذر

هرچند گروه ابوذر زود کشف شد و ظاهرا نتوانست به بسیاری از برنامه‌های خود جامه عمل بپوشاند، اما پیامدها و تاثیراتی که پس از دستگیری و شهادت اعضای آن در نهاوند و جامعه ایران پدید آمد، تاحدزیادی آمال و اهداف گروه را محقق ساخت. روز شهادت این گروه انقلابی در تقویم رسمی کشور، ثبت شده و گامی برای زنده نگه داشتن یاد این شهیدان است. آنچه در ادامه می‌خوانید مروری مختصر به زندگی‌نامه و مرامنامه این عزیزان است: ایشان در آخرین دقایق عمر خود به زبانی ساده و فارغ از هرگونه دل‌بستگی و وابستگی در چندین جمله خواسته‌های خود را این‌گونه بیان داشته‌اند . شهید ماشاالله سیف ؛ مؤمن باشید که مؤمن کم‌حرف است و پرکار.پدر، مادر، خواهر و برادرانم شما را توصیه می‌کنم به نماز اول وقت، روزه و همچنین یاد خدا در دل شما باشد. اگر اعدامم کردند گریه و زاری نکنید زیرا که خون من از خون علی‌اکبر حسین (ع) بالاتر نیست، شیرینی تقسیم کنید و اگر امکان داشت پیکر مرا در نهاوند به خاک بسپارید.

گروه ابوذر در وصتنامه چه گفتند

شهید روح‌الله سیف؛ اکنون‌که این نامه را می‌نویسم از شما تقاضای بخشش می‌نمایم، دنیا محل مُردن است و همه ما می‌میریم ولی این مرگ باید شرافتمندانه باشد و مرگی باشد که آدم با روی سپید در پیشگاه عدل الهی قرار گیرد. همیشه منظورتان به‌سوی خدا باشد. شهید عباد الله خدا رحمی؛ اگر جسد مرا گرفتید در نهاوند به خاک بسپارید و از مقدار پولی که ارثیه من باشد مبلغ ۱۰۰۰ هزار تومان به ... و بقیه را به مستمندان و برای همسایه‌ها زغال و لباس برای عیدشان بخرید. شهید بهمن منشط؛ پدر بزرگوارم از وقتی‌که خود را شناخته‌ام سایه پرمحبت شما بر سرم بود، مرگ حق است همه را به تقوا سفارش می‌کنم امیدوارم چون کوهی مرگ را تحمل‌کنید.

شهید ولی‌الله سیف؛ پدر و مادرعزیز و مهربانم چندساعتی دیگر باقی نمانده که عهدی را که باخدا بسته‌ام به آن وفا کنم همانند‌ اولین روزی که این کار را کردم و جان خودم را در رضایت او قراردادم و در این راه از تمام مسائل زندگی چشم پوشیده و به رضایت او چشم دوختم. شهید حجت‌الله عبدلی؛ اکنون‌که آخرین ساعت‌های عمر من سپری می‌شود با خاطری آسوده و عشقی سرشار از ایمان وصیت خود را اعلام می‌دارم تا می‌توانید از ذکر خدا غافل نباشید، شما را به خواندن نماز به صبر و پایداری در مقابل گناه و مشکلات توصیه می‌نمایم. 


نويسنده :شاهرخی- فریادرس-کیانی
تاريخ: سه شنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت: 15:31

 


نويسنده :شاهرخی- فریادرس-کیانی
تاريخ: یکشنبه سوم بهمن ۱۴۰۰ ساعت: 15:27

 


ابزارک هاي وبلاگ