یک آسمان صبح نوشته مهین سمواتی، زندگینامه معلم شهید حاج محمد طالبیان و خاطرات خانواده، دوستان و همرزمان وی است که در 275 صفحه به وسیله انتشارات برکت کوثر منتشر شده است.در نگارش یک آسمان صبح از خاطرات نزدیکان، دوستان و همرزمان وی استفاده شده است. این اسناد در طی چهار سال جمعآوری و تدوین شده است. در هر بخش از کتاب که خاطرهای نقل شده، نام راوی هم ذکر شده و در نهایت عکسها و برخی از اسناد مکتوب به نمایش گذاشته شده است.یکی از بخشهای جذاب این کتاب دستنوشتههای خود طالبیان این که در موضوعات مختلف نوشته و برای مخاطبان در اثر ذکر شده است. به این ترتیب، کتاب را میتوان به دو بخش دستنوشتهها که شامل خاطرات خودنوشت وی از پنج سالگی تا زمان شهادت میشود و خاطرات دیگران تقسیمبندی کرد. در بخشی از این کتاب میخوانیم: از پارتی بازی و تبعیض به شدت پرهیز میکرد. اگر در شهرداری متوجه میشد کسی با پارتی بازی کاری انجام داده؛ جلویش میایستاد و برخورد میکرد. تمام کارمندان شهرداری با اخلاقش آشنایی داشتند و بارها از او شنیده بودند که میگفت: انسان به خاطر خدا مسئولیتی را قبول می کند؛ باید به خاطر خدا کار کند. یک روز به شهرداری رفتم و خواستم آدرسی را برایم بنویسد. خودکاری را که دستش بود؛ روی میز گذاشت و بلند شد و از جیب کتش که به جا لباسی آویزان بود؛ خودکار و تکهای کاغذ بیرون آورد و آدرس را روی آن نوشت و به دستم داد. پرسیدم مگر خودکار دستت نبود؟ گفت: این مال خودم نیست. وقتی کسی برای دیدنش به شهرداری میرفت؛ میگفت: اگر کارت غیر اداری است بعدا بیا منزل با هم مینشینیم؛ چای و میوه میخوریم و حرف میزنیم. تلفنهای شخصی را سریع جواب می داد و زود خداحافظی میکرد.